الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
288
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) اين معنا صحيح و راجح است و احتمال مىدهم كه يكى از راويان در طريق حديث اولى اشتباه كرده و طاهر را با قاسم خلط كرده است و اما خبر الروض الانف ، مرسل است و به احتمال زياد از خبر عمرو بن شمر از جابر و از همان طريقى كه خطا در آن صورت گرفته اقتباس شده است . ( 2 ) در نهايت چنين به نظر مىرسد كه عبد الله ( طيب و طاهر ) بعد از بعثت متولد شده و در شيرخوارگى مرده است ، چنان كه قاسم پيش از او و پيش از بعثت متولد شده و پس از بعثت و پس از فوت عبد الله فوت شده است ؛ چنانچه در نزول سورهء كوثر به رواياتى از امام حسن و امام باقر و امام صادق صلّى اللّه عليه و آله و سلم اشاره خواهد شد . « 1 »
--> ( 1 ) . اين بر خلاف آن چيزى است كه هيكل در كتابش آورده و گفته است : از قاسم و عبد الله چيزى در دست نيست مگر اين كه آنها در طفوليت در جاهليت فوت كردند و هيچ اثرى را باقى نگذاشتند كه قابل ذكر باشد . اما بىشك مرگ آنها در والدينشان اثر عميقى گذاشت و قلب خديجه را بىاندازه جريحه كرد ( ! ) و براى همين به هنگام مرگ هر كدام در جاهليت ، نزد بت خودش رفت و سؤال كرد : گناه من چه بود كه مشمول رحمت و نيكى شما نشدم ؟ ( حياة محمد ، ص 128 ) . هيچ شكى در بطلان خيالبافىهاى هيكل نيست و او هيچ مستندى براى گفتههايش ندارد و تنها در ذهن خويش خديجه را با زنهاى ديگر قريشى قياس كرده است . و از آنجا كه بيان نموديم ، انگيزهء خديجه از ازدواج با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله انگيزهء معنوى بوده است ؛ زيرا از پسر عمويش ورقة بن نوفل و غلامش ميسره به نقل از راهب نصرانى شنيده بود كه محمد پيغمبر آخر الزمان است و براى همين به وى پيشنهاد ازدواج داد . به علاوه گفتيم كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله از بتها كراهت داشت و هنگامى كه بحيراى راهب او را به بتها قسم داد ، فرمود : اينها مبغوضترين مخلوقات خدا نزد من هستند . . . بنابراين امكان ندارد كه بگوييم . خديجه به هنگام مرگ فرزندانش به بتها پناه مىبرد ، در حالى كه آنها مبغوضترين اشياء نزد مراد و معشوقش حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بودند . اين نكته را نيز ذكر كنيم كه قسطلانى مىگويد : گفته شده است كه وى قبل از بعثت صاحب فرزندى به نام عبد مناف ( ! ) شده است و در اين صورت فرزندانش دوازده نفر بودهاند كه همگى در زمان اسلام متولد شدهاند غير از عبد مناف ( المواهب اللدنيّه ، ج 1 ، ص 196 ) . و ظاهرا مستند وى همان چيزى است كه مقدّسى از قتاده نقل كرده و گفته است : خديجه در جاهليت براى محمد صلّى اللّه عليه و آله عبد مناف را به دنيا آورد و در اسلام دو پسر و چهار دختر به دنيا آورد كه عبارت بودند از : قاسم كه كنيه پيغمبر از او بود و تازه به راه افتاده بود كه فوت كرد و عبد الله كه در همان شيرخوارگى فوت كرد و ام كلثوم و زينب و رقيه و فاطمه ( البدء و التاريخ ، ج 4 ، ص 139 و ج 5 ، ص 16 ) . اين سخن قتاده از اقوال نادر است و با آنچه كه ديگران نقل كردهاند و مشهور و مستفيض مىباشد ، منافات دارد و همچنين قول ابو القاسم كوفى هم بسيار نادر و بر خلاف مشهور است ، آنجا كه مىگويد : خديجه خواهرى به نام هاله داشت كه با مردى مخزومى ازدواج كرده بود و از او دخترى به نام هاله به دنيا آورده بود . سپس با مردى تميمى به نام ابو هند ازدواج كرد كه از او پسرى به نام هند پيدا كرد . اين تميمى از زن قبلىاش دو دختر به نامهاى زينب و رقيه داشت و وقتى كه خودش مرد ، افراد قبيلهء تميم هند را نزد خودشان بردند و هاله با دو دختر از تميمى و يك دختر از شوهر قبلىاش تنها ماند . بنابراين خديجه آنها را نزد خود آورد و بعد از آن كه با